💔 كلبه تنهايي 💔

تو فکرتم یه سره

من هنوزم تو فکرتم یه سره

فقظ امیدوارم این روزا بگذره....

میدونم حال تو بدون من بهتره..

چی میشد معرفـــــــــــت داشتی تو یذره


برچسبـهـ ـا : ،

✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در ۲۹ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۳۶:۱۵ توسط 💔 پسرك تنها 💔 : نظرات (0)
بارون هواتو داره

بارون داره هدر میشه بیا با من قدم بزن

دلم داره پر می زنه واسه تو و قدم زدن
وقتی هوا بارونیه دلم برات تنگ میشه باز
نمی دونی تو این هوا چشات چه خوش رنگ میشه باز
بارون هواتو داره، رنگ چشاتو داره
قدم زدن تو بارون، با تو چه حالی داره .. دلم هواتو داره
نیستی خودت کنارم و صدات همش تو گوشمه
بارونی قشنگی که هدیه دادی رو دوشمه
بارون حواسش به توئه اونم دلش پر میزنه
بجای من با قطره هاش رو شیشه تون در میزنه
بارون هواتو داره، رنگ چشاتو داره
قدم زدن تو بارون، با تو چه حالی داره .. دلم هواتو داره

برچسبـهـ ـا : ،

✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در ۲۹ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۳۶:۱۵ توسط 💔 پسرك تنها 💔 : نظرات (0)
من شکستم

یه روزی قلب منو آتیـش تو کشــوندی

ندیدی قلبم که شکســـت هیـچـی ندیدی
تو بی مرامی گـل مــن چیـزی ندیــدی
اگر نشستم مـن به پات دنیـــامو باختم
اگر شکستم من به پات هستیمو باختم
تقصیر تونیسـت عزیزم با دنیا ساختم
آره عزیــزم دارم مــــن میـــســوزم
دارم از یاد تو میـــرم و تنهــــایــــی
آخه عاشق شــــدم دیگه تنهــــا شـــدم
دیگه میرم و نیستــــم چشــــم انتـظـار
آروم آروم دل خستــه من
دل دیـــوونه من دیگه میــره
و تنهایی قدم زدن تویه این آسمون
دیگه میره و نیستـــش چشـم انتظاری
مــن، من تنهــا، مــن غمگیــــن.. .



برچسبـهـ ـا : ،

✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در ۲۹ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۳۶:۱۵ توسط 💔 پسرك تنها 💔 : نظرات (0)
کلبه تنهایی وسط جنگل

می توان عاشق بود
به همین آسانی..
من خودم
چندسالی ست که عاشق هستم
عاشق برگ درخت
عاشق بوی طربناک چمن
عاشق رقص شقایق درباد
عاشق گندم شاد!

میتوان عاشق بود
مردم شهر ولی میگویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار!
عشق یعنی خلوتی با یک یار!
یابقول خواجه، عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار!

من نمیدانم چیست
اینکه این مردم گویند..
من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم...
عشق را اما من،
باتمام دل خود میفهمم!

عشق یعنی یه کلبه خالی وسط جنگل


برچسبـهـ ـا : ،

✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در ۲۹ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۳۶:۱۵ توسط 💔 پسرك تنها 💔 : نظرات (0)
می بخشم

وقتی می شود فاصله گرفت بیهوده نمی جنگم! چرا باید بیهوده جنگید برای چیزهایی که مطمتنی نمی توانی تغییرشان بدهی؟ برای آدم هایی که سخت به باورهای خودشان چسبیده اند و زمانی که از خودت، از تفکرت می گویی با پوزخندی نگاهت می کنند...


وقتی می شود دقایق عمرت را با ادم های خوب بگذرانی چرا باید لحظه هایت را صرف ادم هایی کنی که یا دل های کوچک شان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند.....
یا مدام برای نبودنت... برای خط زدن ات تلاش می کنند؟
چرا وقتی می شود به این آدم ها خندید و از کنارشان گذشت چرا بایستم و ثانیه های عمرم را صرف جنگیدن با بی ارزش ترین فکرها کنم؟!



نه...همیشه جنگیدن خوب نیست!
من همیشه جنگیده ام تا شاید بتوانم چیزی را عوض کنم...
همیشه جنگیده ام برای چیزهایی که پیش وجدان خودم سربلند باشم!
اما این روزها خوب فهمیده ام که با آدم های کوته نظر... ادم های حسود... نباید جنگید!
این روزها فهمیده ام برای اثبات دوست داشتن نباید جنگید!
برای به دست آوردن دل ادم ها نباید جنگید!
برای اصلاح دل کسی که کینه ورزی می کند نباید جنگید!
برای اثبات خوب بودن حتی نباید جنگید!
بعضی چیزها وقتی با جنگیدن به دست می آیند بی ارزش می شوند!

این روزها نسخه فاصله گرفتن را می پیچم برای هر کسی که رنجم می دهد!
برای هر کسی که با حسادت های بچه گانه اش آرامشم را به هم می ریزد!

از آدم هایی که زیاد دروغ می گویند فاصله می گیرم !
از ادم هایی که زیاد ظلم می کنند فاصله می گیرم!
از آدم هایی که حرمت دل دیگران را نگه نمی دارند فاصله می گیرم..

با حقارت بعضی دل ها نباید جنگید باید نادیدشان گرفت و گذشت...

این را مدام با خودم تکرار می کنم و می گذرم از کنار آدم هایی که دست دادن های گرم شان، هرگز حسادت چشم های شان را از یادم نمی برد .



می بخشمشان .......................... نه به خاطر این که مستحق بخششند ... نه
تنها به این خاطر که من مستحق آرامشم!

برچسبـهـ ـا : ،

✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در ۲۹ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۳۶:۱۵ توسط 💔 پسرك تنها 💔 : نظرات (0)
رفتیو منو فروختی به غریبه عاقبت

هی که تو گفتی به اسم من کسی رو نداری
دیگه آدم شدیو به من نیازی نداری
فک نکن دنیا همین طور می مونه به کام تو
من که رفتم خط زدم خط سیاه رو نام تو
چی خیال کردی منو ول کردی تو دستای باد
چطوری دلت اومد عشقمونو بردی ز یاد
مگه تو بویی نبردی از مرامو معرفت
رفتیو منو فروختی به غریبه عاقبت

می خوام این فکر تو رو از تو سرم بیرون کنم
خونه ای که ساخته بودیم توی دل بیرون کنم
می دونم یه روز میشه میای سر حرفای من اما اون روز دیگه دیره تو دیگه مردی واسه من


برچسبـهـ ـا : ،

✘ادامهـ مطلبـ✘

♥ نوشته شده در ۲۹ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۳۶:۱۵ توسط 💔 پسرك تنها 💔 : نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ]

Design By : Bia2skin.ir

About

✅ به سلامتي اونايي كه هم دل دارن و هم معرفت اما واقعا كسي رو ندارن ✅
F
a
r
a
h
d
LOVE
Authors

Other