چشمهایت
حرف که می زند
چشمهایم
بغض می کند
و من
در لغزش معصومانه ی چشمهایت
می لرزم.
اما دوباره
زمان رفتن است،
پس می روم
و تکثیر شدن مدامم را
در چشمهایت
نمی بینم...