تصاویر زیبای دشت از آن بالا قشنگ تر جلوه می کرد. حجمش تقریبا نیمی از
فضای پشت نیسان وانت را پر کرده بود...
تصاویر زیبای دشت از آن بالا قشنگ تر جلوه می کرد. حجمش تقریبا نیمی از فضای پشت نیسان وانت را پر کرده بود. مدام چیزی را می جوید وبا غرور سر بزرگش را روبروی باد که از جلو به سرعت می وزید نگه می داشت.
نیسان وانت به در بزرگی در حواشی شهر رسید. چند نفر با احترام تندی دررا باز کردند. وانت جلوتر ایستاد. با احترام اورا پایین آوردند. دقایقی بعد آرام روی کف کاشی دراز کشیده بود و ردی از خون تا زیر شکمش کز کرده بود.