صفحه اول     درباره ما     تماس با ما     پیوندها   چهارشنبه، 19 اسفند 1388 - 11:08   
  تازه ترین نوشته ها:عقربه های بغض آلود     عطش آن سوی خاکریزها     تاول پاتم     ژست های دروغین     زرد یا سرخ؟!     بیا بیلون!       
نسخه چاپي - ارسال به دوستان - اندازه متن: + -  شماره: 66چهارشنبه، 14 بهمن 1388 - 14:38
بیا بیلون!
- بیا بیلون!... بیا بیلون! نیم ساعتی مانده بود تا پدر از سرکار برگردد. مادر دستپاچه توی جلز ولز روغن ماهی تابه حلقه های ماهی را چید.
  

- بیا بیلون!... بیا بیلون!
نیم ساعتی مانده بود تا پدر از سرکار برگردد. مادر دستپاچه  توی جلز ولز روغن ماهی تابه حلقه های ماهی را چید.
- حمیدم صداش کن، آفرین پسرم صداش کن!
دوباره صدای روغن اوج گرفت. مادر نوار کاست را بر گرداند.
- صداش کن بابایی رو، صداش کن.
صدای خش دار ضبط صوت تکرار شد.
- حمید جان! خوبی بابا ... چه کار می کنی؟!
- بیا بیلون!... بابا بیا بیلون...!

تعداد بازدید: 42 ،    
  
نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
برنگار
آب و هوای 44 شهر
موتور جستجوی قطره
 
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع کاریست اخلاقی!
papoy1@yahoo.com
Powered By: barnegar.com