صفحه اول     درباره ما     تماس با ما     پیوندها   جمعه، 8 مرداد 1389 - 14:58   
  تازه ترین نوشته ها:قاب     دو نوع بینش درباره مرگ     پیمانه هرکسی جای خودش!     "آخرین سامورایی" فیلمی که دوستش دارم     قامتی که در چشمهایش خمید       
نسخه چاپي - ارسال به دوستان - اندازه متن: + -  شماره: 69چهارشنبه، 28 بهمن 1388 - 16:20
تاول پاتم
-تاول پاتم...منجوق پیرهنتم...دیگه نمی دونم چی بگم! بابا غلط کردم. من که نمی دونستم ازاین حرفم ناراحت می شی.
  

-تاول پاتم...منجوق پیرهنتم...دیگه نمی دونم چی بگم! بابا غلط کردم. من که نمی دونستم ازاین حرفم ناراحت می شی.
دیگر رسیده بودیم کنار خیابان. دوتایی خیس خالی شده بودیم. باران شلاق میزد به صورتمان. نگاهش را به دوردست ها دوخته بود و سعی می کرد با نگاهش بگوید که به من محل نمی گذارد!
ساکت شدم و سرم را از روی شرمندگی پایین انداختم. در همین هین نگاهم به نوک انگشتای پاهایم که از کفشم زده بود بیرون گره خورد. نتوانستم جلوی خنده ام را بگیرم، شروع کردم با صدای بلندخندیدن. حالا نخند کی بخند...

تعداد بازدید: 269 ،    
  
نظرات کاربران: 3 نظر (فعال: 3 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل نشر: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
* نام: محمدرضا وحیدزاده             کشور: دوشنبه، 3 اسفند 1388 - 08:22
نظر: آدم یاد داستان‌های صمد بهرنگی می‌افتاد. اون فعل گره خورد هم خیلی بی‌مزه و تکراری بود. در کل کارهای بهتر هم ازت خونده بودم. در آخر اینکه این وبلاگ بدتر از سایتت اعصابم رو خورد می‌کنه!
 0       2 
* نام: حسین میدری             کشور: سه شنبه، 4 اسفند 1388 - 19:09
نظر: درود فراوان،
وبسایت زیبایی دارید..
داستانتان را هم خواندم،
قلم خوب و روانی دارید..
سپاس از آمدن و فراخوانتان،
چشم براه تازه های دیگر،
بشکوه و آریایی بمانید...
 0       0 
* نام: حسین میدری             کشور: سه شنبه، 4 اسفند 1388 - 19:11
نظر: شما را به پیوندهای تارنمایم افزودم..
 0       0 

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
برنگار
آب و هوای 44 شهر
موتور جستجوی قطره
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها
چنانچه از مطالب این سایت با ذکر منبع استفاده گردد سپاسگزار خواهم بود
papoy1@yahoo.com
Powered By: barnegar.com